عبد الحي بن الضحاك بن محمود الجرديزي ( گرديزى )

323

تاريخ گرديزى ( زين الأخبار ) ( فارسى )

و بخارا اسماعيل . و ميان ايشان نيكوكار همى رفت ، تا بد گويان ميان ايشان تحريض كردند و وحشت افكندند ، و آن را مدد همى كردند ، تا آن وحشت بادت يافت و مستحكم گشت ، تا كار ايشان [ 171 ] بحرب رسيد ، و لشكرها بكشيدند ، و بحرب يك ديگر رفتند ، اندر سنه خمس و سبعين و مأتين حرب كردند ، و اسماعيل بر نصر ظفر يافت ، و نصر را دستگير كردند ، و پيش اسماعيل آوردند . چون اسماعيل را چشم به روى افتاد ، پياده شد و پيش او آمد ، بر دست او بوسه داد ، و از وى عذر خواست و او را بر سبيل خوبى ، با همه حشم و حاشيت بسمرقند باز فرستاد . و از پس آن اسماعيل مر نصر را بر همه ما وراء النهر خليفه كرد ، و كار نيكو همى رفت . و چون عمرو بن الليث ما وراء النهر از معتضد بخواست و اجابت يافت ، قصد اسماعيل كرد ، و اسماعيل لشكر بكشيد ، و پيش عمرو آمد ، و آن را كفايت كرد ، و عمرو را ببغداد فرستاد ، و اين قصه گفته شده . اسماعيل بن احمد بن اسد بن سامان و چون ولايت خراسان ، مر اسماعيل را گشت ، و عهد و لواء معتضد برسيد . اسماعيل بن احمد ، مر محمد بن هارون را بفرستاد ، تا گرگان و طبرستان بگرفت . و محمد بن زيد بن محمد را بگرفت ، و سوى اسماعيل فرستاد . [ 1 ] و اسماعيل گرگان و طبرستان ، مر محمد بن هارون را داد . و چون يك چندى بر آمد ، محمد بن هارون عاصى شد ، و اسماعيل قصد او كرد ، و به رى شد ، و اوكرتمش [ 2 ] كشته شد . و محمد بن هارون با دو پسر دستگير شدند . و اين فتح

--> [ ( 1 - ) ] قتل محمد بن زيد علوى در 287 ه . ( طبرى 11 ر 370 ) . [ ( 2 - ) ] ب : اوكوتمش . ناظم : ادكونمش ؟ طبرى 11 ر 373 : اوكرتمش تركى ابن اثير 7 ر 170 : الدتمش التركى . ابن خلدون 4 ر 335 : اغرتمش التركى .